آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
164
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
سخن گفت و در پذيرايى ديگرى او را به لقب كنت كاخ مقدس لاتران « 1 » مفتخر گردانيد و نيز به او اختيارى مذهبى عطا كرد كه مىتوانست اطفال نامشروع مردم را ، به جز فرزندان نامشروع پادشاهان و شاهزادگان و كسانى كه داراى مقامات كنت و بارون بودند ، مشروع سازد ( ! ) و او چندى بعد از اين اجازه و اختيار دينى در هندوستان استفاده بسيار كرد . سبب مهربانىهاى مخصوص پاپ به رابرت شرلى ظاهرا آن بود كه وى چند روز پيش از آنكه از ايران عازم اروپا گردد با زن خود ترزا در كليساى اصفهان به مذهب كاتوليك درآمده و مذهب رسمى انگلستان را ترك گفته بود . هنگام عزيمت او از رم نيز پاپ و برادرش كاردينال برگز « 2 » به او هداياى بسيار دادند . و شرلى از رم به شهر ميلانو « 3 » ( ميلان ) و از آنجا به بندر جنوا « 4 » ( ژن ) رفت ، و با كشتى راه بارسلونا « 5 » ( بارسلون ) - از بنادر اسپانى - پيش گرفت . چون به بندر « بارسلونا » رسيد از او خواهش كردند كه در انتظار فرمان شاه در آن شهر بماند . فيليپ سوم پادشاه اسپانى ، و وزيرش دوك لرما « 6 » سفارت شرلى را ، از آن سبب كه انگليسى بود ، به چشم
--> ( 1 ) . Comte du Sacre Palais de Latran - كاخ لاتران را يكى از معاصران نرو ( نرون Neron ) امپراطور روم ، به نام پلوئيوس لاترانوس Plautius Latranus بنا نهاده بود ، كه « نرو » او را براى تصرف اموالش هلاك كرد . اين قصر را قسطنطين كبير امپراطور روم به پاپ ملكياد Melchiade بخشيد ، و چندى مقر پاپ بود و از سال 1259 ه ( 1843 م . ) به موزهء آثار عتيق عيسوى مبدل شد و امروز در اختيار پاپ است . ( 2 ) . Borghese ( 3 ) . Milano ( 4 ) . Genova ( 5 ) . Barcelona ( 6 ) . Duc de Lerma